اواخر خرداد امسال نستهن مقدم، شهردار، یاسوج را شهری با بالاترین میزان مهاجرت پذیری در ایران نامید. به گفته او یاسوج با میزان 4.4 درصد بالاترین میزان رشد مهاجرت پذیری کشور را دارد و اعتبارات شهری پاسخگوی خدمات رسانی به سکونتگاه های غیررسمی و حاشیه شهر نیست. پس از او هم احد جمالی، معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استاندار کهگیلویه وبویراحمد ازجمله مناطق مهاجرپذیر منطقه را مادوان دانست و تبدیل شدن روستای مادوان بویراحمد به شهر را تصمیمی شتاب زده و در زیر سایه فشار، سفارشات بیرونی، سلیقه ای، بدون کار کارشناسی و آینده نگری اعلام کرد.
مادوان بیش از پنج سال است شهر شده و مشکلات علی روزیان، در بیست سالی که آنجا ساکن بوده، هر روز بیشتر از قبل شده است. او حالا یکی از حادترین مشکلات منطقه را دعوا بر سر زمین می داند. زمین هایی که به علت قرار گرفتن در منطقه شهری، ارزش شان بیشتر شد و همین هم دلیلی بود تا یک قطعه زمین به چندین نفر فروخته شود: «برای مثال ١٠نفر روی یک قطعه زمین دعوا دارند و این دعوا ها در سال های گذشته حل نشده. بسیاری از کسانی که زمین را به چند نفر فروخته بودند دستگیر شدند، اما هنوز هم بر سر زمین های خالی باقی مانده دعواست. بافت زمین کشاورزی تغییر کرد و صدور پروانه ساخت بالا رفت و درنتیجه دعوا بر سر تغییر ملک کشاورزی به ملک تجاری افزایش یافت که البته به دلیل سود زیاد زمین تجاری این تنش ها بیشتر هم شد.» او که در کمیته پیشگیری از آسیب های روانی استان هم عضو است از تحقیقی می گوید که چند سال قبل با همکاری استانداری انجام دادند. تحقیقی که نشان داد بسیاری از روستاییان قدیم از وضع فعلی و تبدیل روستا به شهر راضی نیستند و رشد جرایم گوناگون و خودکشی در منطقه آن قدر محسوس و صعودی است که حالا بسیاری از آن ها می خواهند به سبک گذشته شان برگردند: «یکی از نتایج تحقیق این بود که ٦٥ درصد زمین های منطقه زمین های بزه اند. یعنی زمین هایی که مالکان شان در آن ها به مشکل خورده اند. اغلب به چند نفر فروخته شده و هر روز هم بر مشکلات شان افزوده می شود.»
برای روزیان، منطقه مادوان با باغ های گردو و انگور شناخته می شد و دامداری های گسترده. از باغ ها اندکی بیشتر باقی نمانده و این درحالی است که این منطقه یکی از پرآب ترین مناطق کشور است. خالی شدن روستا ها در کهگیلویه و بویراحمد هم مانند بسیاری دیگر از نقاط کشور در سال های گذشته، آن قدر زیاد بوده که براساس آمار از ٢ هزار و ٢٣٢ روستا طبق آخرین سرشماری، ٥٩٥ روستا خالی از سکنه شده است. همین هم دلیلی بود که آذر سال ٩٧، خدادوست موسوی، مدیرکل دفتر امور روستایی و شورا های استان بگوید که دولت برای ایجاد زیرساخت هایی مانند آب لوله کشی، برق، مدرسه و سایر خدمات در آن ها متحمل هزینه های بسیاری شده، اما حالا بی استفاده مانده و مستهلک شده و بسیاری از پاره روستا های منطقه زیبا و سردسیری تاکسیسه واقع در ١٠٠ کیلومتری یاسوج مرکز استان کهگیلویه و بویراحمد خالی از سکنه شده است.
از دست دادن معیشت
دو ورودی اصلی یاسوج چند سالی است درگیر مهاجران روستا های دور و نزدیک است. مادوان و مهریان از سمت جاده اصفهان و سراب تاوه و اکبر آباد از ورودی گچساران. حاشیه نشینی در جا هایی که طرح هادی برایشان تعریف نشده. با این حال وضع مادوان از همه این مناطق سخت تر است. رضا خلیلی، جامعه شناس ساکن یاسوج چند سال قبل تحقیقی با همکاری اداره بهزیستی این شهر درباره این منطقه شروع کرد. تحقیقی که نشان داد مردم مادوان با تبدیل شدن روستایشان به شهر معیشت قبلی را از دست دادند. آن ها شهرنشین نشدند، اما شغل روستایی هم ندارند و به روستاییان حاشیه نشین بدل شده اند: «ساکنان اولیه این روستا یک جامعه بسته بودند که آسیب چندانی نداشتند، اما بعد ها با سیل بی رویه مهاجرت مشکلات این منطقه افزایش پیدا کرد و البته این مشکلات، یاسوج را هم تحت تأثیر قرار داد تا جایی که تا چند سال پیش یکی از دلایل نزاع های جمعی، درگیری میان همین افراد بود.»
او می گوید جمعیت اولیه این منطقه تقریبا حدود ٦ هزار نفر بود که درحال حاضر به٧٠ تا ٨٠هزار نفر رسیده و ازجمله تبعات آن این بود که فقر مطلق روستانشینان به فقر نسبی و احساس خلأ و فقدان تبدیل شده است. به گفته او، شغل های کاذب و فصلی به وجود آمده و همین هم بستری شده برای انواع مشکلات اجتماعی. «چند سال پیش که کار تحقیق را با بهزیستی شروع کردیم، تصمیم گرفتیم اجتماع محلی را فعال کنیم. کارگاه های آموزشی برای خانواده برگزار کردیم و با وجود آنکه ابتدای امر همراهی ها کم بود درنهایت استقبال از این کارگاه ها بالا رفت.» خلیلی می گوید بهزیستی با قدرت وارد کار شد، اما درنهایت کار را رها کرد. بعد ها کلینیکی آنجا تأسیس شد، اما نتیجه ای دربرنداشت و کار رها شد: «تبدیل شدن به شهر تغییرات زیادی به همراه داشت که بخش مثبت آن حضور شهرداری و اصرار به برقراری یک سری امکانات بود. هرچند امکانات چندانی به وجود نیامد و در ابتدایی ترین چیز ها باقی ماند.» به گفته او بهزیستی بعد ها قرارداد هایی با برخی موسسات آسیب های اجتماعی بست، اما نتایج کار آن ها منتشر نشد و درحقیقت این قرارداد ها با موسساتی بسته شد که پاسخگو نبودند و نتیجه خاصی هم نداشت: «پیگیری های ما نشان داد این قرارداد ها با روابطی بسته و پولی رد و بدل می شود، اما برای مردم منطقه اثری ندارد.» مادوان، درحالی پس از تبدیل شدن از روستا به شهر با مشکلات بسیاری مواجه است که غیراز این منطقه، بسیاری از روستا های دیگر هم در طول سالیان گذشته به شهر تبدیل شده اند.
از سال ١٣٣٥ به بعد، وجود جمعیت بیش از ٥ هزار نفر معیار تبدیل روستا ها به شهر شد، اما در بسیاری از موارد جمعیت تنها فاکتور تبدیل روستا ها به شهر نبود و تعداد زیادی از شهر های تازه تاسیس شده، فاقد معیار جمعیتی تعریف شده برای شهر شدن بودند. براساس داده های آماری، در سال ١٣٣٥، تعداد شهر های ایران ١٩١ شهر بود که پس از گذشت ٦٣ سال به تعداد ١٣١٩ شهر در سال ٩٨ رسید. به عبارت دیگر، در سال ١٣٣٥ از کل شهر های کشور به لحاظ تعداد، شهر های کوچک سهم حدود ٦ درصدی داشته اند که این میزان در سال ١٣٩٥ به ٣٢,٥ درصد و در سال ١٣٩٨ به ٣٦.٧ درصد رسیده است.
چند روز قبل هم سعیدرضا جندقیان، معاون امور دهیاری های سازمان شهرداری ها و دهیاری های کشور خبر از کاهش جمعیت روستا های کشور داد. او گفت سالانه 760 هزار نفر از جمعیت روستاییان کشور کاهش می یابد و دلیل آن هم توجه نکردن به اقتصاد روستاییان و ابعاد فرهنگی، اجتماعی و سیاسی است که می تواند پایداری و بازگشت جمعیت را به روستا ها به وجود بیاورد.
توسعه اشتباه، مشکل اصلی روستا ها
تبدیل بسیاری از روستا ها به شهر در سال های اخیر از نظر کمال اطهاری، اقتصاددان و پژوهشگر اقتصادتوسعه آنقدر ها هم بد نیست. او که کتابی جدید با عنوان (سرمشق نوین توسعه روستایی ایران) را دردست انتشار دارد و شیوع کرونا در چاپ آن وقفه ایجاد کرده معتقد است مشکل اصلی روستا ها روند توسعه اشتباه آنهاست و با وجود آنکه روستا های بسیاری در دو دهه اخیر به شهر تبدیل شده، اما آمار ها می گوید این اتفاق خیلی هم به ضرر وضع روستاییان نبوده: «این اتفاق به دلایل گوناگون رخ داده است. بعضی از سکونتگاه های غیررسمی با جمعیت بالای ٥٠ هزار نفر به شهر بدل شدند که برای مثال در اطراف شهر تهران حدود ٢٠شهر جدید ساخته شد. بعضی از روستا ها هم به دلیل نزدیکی به شهر ها در شهر ها ادغام شدند و درحقیقت چاره ای جز این نداشتند. در گونه دیگر هم روستا آن قدر بزرگ شد که عنوان شهر را از آنِ خود کرد.» به گفته او سرنوشت بسیاری از روستا ها در سال های اخیر دچار چنین تغییراتی شده. روستا های نشسته در دامان کوهستان اغلب خالی از سکنه شدند و ساکنانش به روستایی با مرکزیت دشت آمدند و این درباره روستا هایی که با خشکسالی دست به گریبان بودند هم دیده شد. با این حال بخش دیگری از این تغییرات در مناطقی با عنوان روستا-شهر رخ داد. روستا هایی که مرکز دهستان بودند، اما جمعیت شهری نداشتند و البته با قانونی که بنیاد مسکن گذاشت برخورد دوگانه ای با آن ها شد: «اغلب این ها با گرفتن عنوان شهر امکاناتی دریافت کردند که به نفع شان بود. خدمات پایه به آنجا رسید. مرکز پست، جاده، بعضا راه آهن و . این شهر شدن اغلب اتفاق بهتری برای ساکنانش رقم زد و این نکته ای است که ارزیابی های علمی و پژوهش های انجام شده در این حوزه بر آن تأکید دارد. هرچند بسیاری از آن ها هم به دلیل نرسیدن امکانات مشکلاتی را تحمل کردند، اما اغلب شان براساس تحقیقات انجام گرفته چنین وضعیتی نداشتند.»
اطهاری می گوید تبدیل روستا ها به شهر از دو منظر مشکلاتی ایجاد کرد. یکی از آن ها تقسیم زمین و از بین بردن شیوه جمعی تولید بود که باعث بهره برداری از مشاعات شد و دیگری هم نفوذ برای ساخت مسکن دوم بود. مسکنی که در حقیقت زمینش در روستاست، اما برای ساکنان شهر ساخته می شود. ویلا های پررونقی که بر اساس تخمین های موجود سالانه 200 هزار هکتار زمین روستا را تفکیک کرده و به تدریج از زمین های کشاورزی به زمین های مسکونی تبدیل می کند: «برنامه های تلویزیون اغلب روستاییان را مردمی ساده دل نشان می دهد و این درحالی است که باید تعاریف را تغییر دهیم. برای مثال در چین و کره جنوبی شرکت های نوپا نمی توانند در شهر های بزرگ بمانند به دلیل اجاره و هزینه بالا؛ بنابراین به مناطق روستایی می روند. روستا را توسعه می دهند و فرهنگ نو و خلاق را در کنار فرهنگ بومی عرضه می کنند. در آن صورت فکر مهاجرت از سر جوانان می افتد و آن نگاه نوستالژیک عجیب به روستا هم تغییر می کند. این الگوی توسعه نوینی است که باید اجرایی شود. الگویی که هرگز توجهی به آن نشده است.» اطهاری می گوید براساس آمار، رشد درآمد روستاییان با سرمایه گذاری معکوس بوده. دلیل این اتفاق هم این بوده که اگر سرمایه گذاری اتفاق افتاده بدون پشتیبان بوده یا روستا تخلیه شده و نتیجه نداده است و در بیشتر روستا ها هم طرح های هادی به درستی عملیاتی نشده است. طرح هایی که بیش از هرچیز معیشت روستا ها را نادیده گرفت و عاملی شد تا خودکفایی غذایی که پیش از این وجود داشت از بین برود: «این طرح با تأکید بر ساخت واحد مسکونی عامل چنین اتفاقی شد. مثلا گفتند باید آغل از خانه فاصله داشته باشد، اما برنامه ریزی برای ساخت و جانمایی اش انجام نگرفت. در نتیجه دامداری دچار خلل شد. به جای آنکه ساخت تعاونی و آموزش تعاونی به صورت مدرن مدنظر قرار گیرد، این موارد از دست رفت و درنهایت روستا از تولید افتاد و برای تأمین مواد غذایی اش هم به شهر متکی شد. شهری با کارخانه ها و کارگاه های جدید.» او می گوید همین هم دلیلی است که تورم مواد غذایی در مناطق روستایی همیشه بالاتر از شهر است و روستاییان سال هاست مجبورند مواد غذایی را گران تر از شهر بخرند.