گفتگو
۱۳۹۹-۱۱-۱۱ ۱۸:۵۰:۲۲
کد خبر : ۱۱۰۶

گفت وگو با روح الامینی
افزایش آمار مبتلایان و جان باختگان کرونا را نباید گردن مردم انداخت

در روز هایی که رکوردشکنی مرگ و میر کرونا به عادت تکراری این پدیده نسبتا نوظهور در کشورمان بدل شده، وزیر بهداشت تاکید دارد که افزایش تلفات کووید-19، نتیجه بی توجهی مردم به خواهش و تمنای وی در ماه های گذشته است و در ادامه هشدار می دهد که اگر مجبور شود، مسائلی را بازگو خواهد کرد که در اندیشه برخی نمی گنجد!

اما ماجرا از چه قرار است و به راستی چه شد که از قدرت نمایی تمام عیار در مقابله با این بیماری در ماه های ابتدایی و کاهش آمار جان باختگان به حدود 30 تن در روز به اینجا رسیده ایم که یک روز 163 تن را از دست می دهیم، چند روز بعد به 200 جان باخته می رسیم و حالا با 221 فوتی در شبانه روز اخیر، همه رکورد ها را شکسته شده می یابیم و به اوج هراس می رسیم؟

این ها بخشی از پرسش هایی هستند که برای یافتن پاسخ. شان به سراغ دکتر عبدالحسین روح الامینی، نماینده مردم تهران و عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس یازدهم رفته و با وی به گفت وگو نشسته ایم؛ گفت وگویی تفصیلی که پیش رویتان قرار دارد.

* چه اتفاق یا اتفاقاتی رقم خورد که به رغم حدود پنج ماه مقابله تمام عیار با کرونا در کشورمان، اکنون فاصله مان با شعار «کرونا را شکست می دهیم» به بیشترین میزان خود رسیده و به رغم توفیقات اولیه، از تحقق این شعار دورتر شده ایم؟

این شعار شعار خوبی بود، اما بعد ها ویرایش بهتری از آن ارائه شد که «به مدد الهی کرونا را شکست می دهیم» بود. من فکر می کنم کمی به خودمان غره شدیم و این مغرور شدن موجب شد از «مدد الهی» در این مسیر غافل شویم و همین موجب شد که مسئولان و مردم به تصور اینکه اوضاع به کنترل درآمده، رعایت مواردی مانند بهداشت فردی، فاصله فیزیکی و مراقبت های دیگر را آن چنان که باید جدی نگیرند و حساسیت های به وجود آمده کاهش پیدا کند.

اوضاع خوب پیش می رفت، تا جایی که دیدیم بعد از صد ها سال که سیزده بدر برگزار می شود، امسال مردم رعایت کردند و در آن روز، خروج از منزل نداشتند و نتیجه آن، کاهش آمار مرگ و میر کرونا به حدود سی و چند جان باخته در روز بود. به مدد این کاهش، نزول رتبه کشورمان در میزان ابتلا و مرگ و میر کووید-19 در جهان را شاهد بودیم، تا جایی که از جمع ده کشور اول جهان در این آمار خارج شدیم، اما متاسفانه در هفته های اخیر در مسیر بازگشت قرار گرفته ایم و شاهد رکوردشکنی شمار جان باختگان هستیم.

نکته اصلی این است که دست اندرکاران، خصوصا دولت که مسئولیت بیشتری در این خصوص دارند، یک فرصت تاریخی در محدوده 20 اسفند 98 تا 20 فروردین 99 پیش روی داشتند که از آن خوب استفاده نکردند؛ پنجره طلایی یک ماهه ای که فعالیت ها در کشور به طور طبیعی کمتر می شود و فرصتی تاریخی برای مقابله با کرونا پیش رویمان قرار می داد که رعایت الزامات در آن هزینه کمتری به دنبال داشت.

به طور ویژه در اوایل این پنجره و در روز های پیش از عید نوروز، غفلت بیشتری صورت گرفت؛ یعنی در روز هایی که می بایست بسیاری از رفت و آمد ها میان شهر ها را قطع می کردیم، چون سیاری از صاحب نظران و دست اندرکاران تاکید داشتند که در ماه های بعدی مشکلات بیشتری خواهیم داشت. البته به رغم این غفلت، با حضور جدی مردم در عرصه کنترل بیماری و در سایه مراقبت های جدی و رعایت الزامات، کنترل ترددها، آموزش های فراوان و خوبی که ارائه شد و از همه مهم تر تلاش ها، مجاهدت ها و نهضت شبانه روزی جامعه سلامت و کادر درمانی، توانستیم به دستاورد های خوبی برسیم.

* و بعد بازگشایی ها را شاهد بودیم که به اذعان بسیاری از جمله مسئولان بهداشت و درمان، در بازگشت بحران سهم ایفا کرد؟

ناچار به بازگشایی ها بودیم، چون نمی شود اقتصاد جامعه را برای طولانی مدت درگیر کرونا و تصمیماتی مانند تعطیلی ها برای مهار آن کرد، الا اینکه مردم تامین بشوند. همه که کارمند و حقوق بگیر نیستند و بسیاری از مردم از طبقات و قشرهای متوسط و ضعیف و متکی به درآمد روزانه شان هستند. با این ملاحظات، باید بازگشایی ها در دستور کار قرار می گرفت، اما اینجا هم یک اشتباه تاریخی رخ داد و آن هم سرعت بالای بازگشایی ها بود.

سرعت بازگشایی و بازگشت به شرایط عادی آنقدر زیاد بود که مردم آن حساسیت هایی که به وجود آمده بود را از دست داده و مسئولیت هایی را که در دستورالعمل ها بر عهده شان گذاشته شده بود، تا حدودی نادیده گرفتند. حتی مسئولین کشور در جلساتشان ماسک را ـ که برای جلوگیری از ورود ویروس از طریق بینی و دهان هست ـ روی چانه شان می گذاشتند. البته بعضی هم اصلا ماسک را کنار گذاشته بودند تا اینکه برخی مسئولان، به ویژه مقام معظم رهبری این موضوع را با جدیت یادآور شدند که بایستی رعایت کرد.

اساسا عمده کار هم همین است که از ماسک استفاده و فاصله فیزیکی را رعایت کنیم و شست وشوی مرتب دست ها را در دستور کار قرار دهیم، چون هنوز نه دارویی هست و نه واکسن ساخته شده است. مقابله با ویروس کرونا از این حیث خیلی ساده است. البته ممکن است برخی کشور ها با اقتدار و یا بهره بردن از قدرت دیکتاتوری این کار را پیش ببرند و مثل چین بتوانند شیوع بیماری در جمعیتی بالغ بر یک میلیارد و 400 میلیون و خرده ای را کنترل کنند، در حالی که به قول یکی از اساتید، جمعیت کشور ما همان خرده ای که درباره جمعیت چین گفته می شود هم نیست.

اینکه آن ها یا به عنوان مثال چند کشور های اروپایی موفق شده اند مرگ و میر و شیوع بالاتر از کشور ما را چه با قرنطینه یا حتی لاک داون و تدابیر دیگر، کنترل کنند و مایی که از آن ها جلوتر بودیم و زودتر از آن ها موفق به کنترل شدیم، دستاوردهایمان و موفقیت در فاز اول و دوم را از دست بدهیم، قابل قبول نیست.

* به نظر شما دلیل بروز اشتباهاتی مانند از دست دادن فرصت طلایی که اشاره کردید یا شتابزدگی در بازگشایی ها چیست؟ چه اشتباه کلیدی منجر به این دست تصمیمات شد؟

نکته اصلی که باز هم اساتید مطرح می کنند این است که ما به جای مدیریت بحران، به بحران در عرصه مدیریت گرفتار شدیم؛ به اینکه چه نظریه ای را برای مقابله با کرونا در دستور کار قرار دهیم؛ برای مثال در ابتدای راه می دیدیم که دکتر ملک زاده، معاونت تحقیقات وزارت بهداشت، در رسانه ملی، بحث ایمنی گله ای را مطرح کردند؛ به این معنا که باید عده زیادی مبتلا شوند تا از بحران عبور کنیم، در حالی که برخی نظر متفاوت داشتند. یا در بحث ضرورت استفاده از ماسک یا در روش شناسایی مبتلایان، به ویژه آن هایی که علایم ندارند و می توانند بسیاری را مبتلا کنند و ضرورت دارد ایزوله یا قرنطینه شوند. در این مباحث اختلافات خیلی زیادی در مسئولان دیده می شد که موجب گشت که مدیریت هوشمند، یکسان و یکپارچه ای را شاهد نباشیم.

البته این در اوایل راه بود و بعد به سرعت اصلاح شد و در نتیجه این اصلاح بود که دستاورد های خوبی حاصل آمد. البته اکنون وقت طرح این مسائل نیست و تنها درس و عبرتی که از آن ها گرفتیم اهمیت دارد؛ اینکه ستاد ملی مبارزه با کرونا باید در بالاترین سطح در کشور مسئولیت داشته باشد، چون کرونا موضوعی چند ساحتی است و تنها به موضوعات بهداشتی و درمانی محدود نمی شود و موضوعی اقتصادی و اجتماعی هم هست، حمل و نقل را هم شامل می شود و غیر از جامعه بهداشت و درمان را هم در بر می گیرد.

در نتیجه همین دانسته هاست که می گوییم دولت باید در بالاترین سطح پای کار بیاید، همان گونه که دیدیم نیرو های مسلح هم برای آنکه یاری کنند و بتوانند بار مشکلات را کاهش دهند، پای کار آمدند و چه در تامین نیروی انسانی، دایر کردن بیمارستان های صحرایی، دایر کردن نقاهتگاه ها و مراکز نگهداری 16 ساعته، در امور تدارک، تهیه و توزیع ملزومات مقابله با کرونا و حتی تولید ضدعفونی کننده انصافا کمک های خوبی کردند، اما متاسفانه در ادامه مسئولان دولتی و مردم شرایط را عادی تصور کردند و یا مغرور شدند و یا فراموش کردند که ممکن است مدت های طولانی با این مساله درگیر باشیم.

نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط اخبار کشور در وب سایت منتشر خواهد شد.
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد
مشکلی پیش آمده است. لطفا دوباره تلاش نمایید.
آخرین خبر
پربازدید